۲۲ : ۲۹ جمعه، ۷ دیماه ۱۳۸۶     0 نظر

شفاف سازی شرتو حق مسلم ماست!(خبر فوری)

طبق آخرین اخبار واصله از وبلاگستان شرتو یکی از وبلاگ‌نویسانی که پیش از این با استفاده از رانت سایت دو در دو توانسته بود شهرت نسبتآ زیادی را برای خود دست و پا کند و قریب به نه ماه پیش با وبلاگ نویسی خداحافظی کرده بود طی یک واکنش شیمیایی اشتباهآ عصر امروز در یک وبلاگ دیگر بازیافت شد، البته یک وبلاگ نویس نامعلوم‌الحال و فوضول طی یک کامنت در این وبلاگ باعث مخدوش شدن مدارک  وبلاغ‌پرس برای ارائه‌ی اطلاعات بیشتر و حذف پست بازیافت کننده شد، از این رو  وبلاغ‌پرس از ارائه‌ی آدرس جدید شرتو به شدت معذور است.(حتی شما دوست عزیز) ضمنآ در حالی که برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این اتفاق می‌توانید به وبلاگ بازیافت کننده‌ی ماندانا در وبلاگ گروهی دو در دو مراجعه کنید، وبلاغ پرس به دلیل اهمیت این اتفاق از خبر رسانی در مورد سایر اتفاقات این هفته‌ی وبلاگستان تحت تاثیر و اکیدآ ناتوان است. پی‌نوشت: هر گونه ارتباط حقیقی و حقوقی ماندانا و شرتو رسمآ تایید و در عین حال تکذیب می‌شود! خبر تکمیلی: طبق آخرین اخبار رسیده از پاکستان انفجار بی‌نظیر بوتو کاملآ در راستای معدوم کردن مدارک ارتباط این دو وبلاگ بوده و وزارت امور خارجه طی نامه‌ای محرمانه به... [متن کامل]
آقای ویبره

۲۳ : ۵۸ پنجشنبه، ۶ دیماه ۱۳۸۶     0 نظر

ابراهیم حاتمی کیا فیلم پور/نو می‌سازد.

ابراهیم حاتمی کیا کارگردان جن زده‌ی سینما در تازه‌ترین کار خود فیلم پورنو/یی با نام تجاری از سینه تا ران را مقابل دوربین خواهد برد. روح یکی از عوامل این فیلم در حالی که نمی‌خواست قلبش به کسی پیوند بخورد در مورد داستان این فیلم اعلام کرد: کاظم یکی از مامورین مبارزه با تبرج کشور عاشق یک دمپایی ابری می‌شود و به منظور تخلیه‌ی بحرانهای ناشی از این عشق به یک آژانس عفاف پناه می‌برد و پس از انجام کار متوجه می‌شود پول ندارد و تمام افراد حاضر در آژانس را روی کار گروگان می‌گیرد و  وارد ماجراهای پیچیده‌ای می‌شود. حاتمی کیا که بار دیگر در این فیلم تجربه‌ی دوربین روی دست را تکرار خواهد کرد در پاسخ به منتقدین که اعتراضهایی را نسبت به غیر اخلاقی بودن این فیلم اظهار داشته‌ بودند اعلام کرد: مخاطبین باید تا آخر فیلم صبر داشته باشند تا پیامهای اخلاقی این فیلم را درک کنند. حمید علاقه‌بند نویسنده‌ی وبلاگ گردباد بعد از شنیدن این خبر از خانه خارج شده و تا کنون به منزل مراجعه نکرده است از یابنده تقاضا می‌شود تا اتمام فیلمبرداری این فیلم وی را نزد خود نگه دارد ضمنآ نامبرده علاقه‌ی وافری به شست  دارد.... [متن کامل]
آقای ویبره

۱۹ : ۰۸ چهارشنبه، ۵ دیماه ۱۳۸۶     3 نظر

کنکور دهه شصتی‌ها (شستی‌ها؟)

امیدوارم جزواتی که استاد حجةالاسلام والمسلمین نیم‌فاصله به داوطلبین عزیز معرفی کرده باشند را خوب مطالعه کرده باشید و بتوانید ان‌شالله به کوری چشمِ در و همسایه که موفقیت‌های شما را نمی‌توانند ببینند، در این امتحان 4 گزینه‌ای نمره عالی را کسب کنید. شایان ذکر است به دوستانی که بتوانند به همه سوالات پاسخ درست و صحیح بدهند ضمن تجلیل از آنها و معرفی آنها به کارشناسان زبده مسائل شستی یک عدد دهان شوی ِ مرغوب نیز از دستان مبارک و پنجولی ِ حجةالاسلام... نیم‌فاصله دریافت خواهند کرد. ((مرگ بر آمریکا)) ((مرگ بر اسرائیل)) 1)آنچه به عنوان یک دهه شصتی یا شستی یا ششتی... می‌شناسیم محصول آمیزش چه  چیزهای‌ست؟ الف) اجازه بده از اول شروع کنم از قصه آدم و حوا... ب) خب ما خوابیده بودیم، یکدفعه آژیر خطر را کشیدند؛ ما هم دیگر خواب‌مان نبرد. خلاصه با عیال گرم گرفتیم... ج) آمیزش؟ جووون... د) محصول آمیزش شتابزده جهان مدرن و ایران هاج و واج و آشفته پس از انقلاب نکته بهداشتی: از رانندگان گرامی تقاضا دارم که شب‌ها در محل‌های مسکونی حدالامکان بوق نزنند. چون با این کارشان کنترل موالید را بهم می‌زنند؛ بعد جمعیت زیاد می‌شود، جمعیت که زیاد شد نان‌خور زیاد می‌شود نان‌خور که زیاد شد قیمت‌های... [متن کامل]
جغور بغور

۰۲ : ۰۸ چهارشنبه، ۵ دیماه ۱۳۸۶     0 نظر

من هم می‌خواهم مثل نفر آخر60 باشم نه شـــســـت!

همانطور که مستحضر هستید مجله باوقار طنز اینترنتی زابغر از حلقه‌ گردالویی که با انگشت شست و اشاره‌اش درست کرده- تمام حوادث و مرگ و میر و خودکشی‌های ِنافرجام وبلاگستان فارسی را زیر نظر داد. موضوع شستی‌ها را نیز با توجه به داغ بودن و پیچیده بودنش این بار استثناً از مرکز حلقه گردالویِ انگشت شست و اشاره مورد بررسی و کنکاش قرار گرفت. بعد از ساعت‌ها کار شبانه‌‌ای که دانشمندان فضا و هوا با شست داشتند به نتایج قابل تاملی رسیدند. یک نمونه از این تحقیقات آزمایشگاهی حرکت غیر جوانمردانه سید حجة‌الاسلام و المسلمین نیم فاصله در باب تبعیض قائل‌ شدن‌شان با محوریت شست بود. یعنی حاضران واکنش در وبلاغ ایشان گفتند که وقتی قبله عالم لینک‌شان را در خوابگرد! گذاشت دچار یک‌سری فعل و انفعالات در نقاط تحتانی و زیرین شدند و عده‌ای صراحتاً اعلام کردند که صدای اوخی هم ازشان در‌آمد. اما نفر آخر هیچ صدایی ازش درنیامد که دانشمندان علت این امر را از همدیگر پرس و جو کردند و یکی‌شان ناگهان گفت:«نگاه کنید ششت آخری شست نیست بلکه خود شصت است!» دانشمندان با ادیت عکس در اندازه‌ زابغر از ملت آگاه و دهه ‌1980‌ای خواستند تا خودشان با دیدن عکس به این قضیه مهم و... [متن کامل]
جغور بغور

۱۱ : ۳۳ جمعه، ۳۰ آذرماه ۱۳۸۶     2 نظر

باز یلدا شد

باز یلدا شد و دستای من از دنیا کوتاستتخمه و آجیل و پسته از نگاه من جداستخواب دیدم که شبی همراه ایل و طایفهبر سر سفره‌ی یلدا، رگ خواب من کجاست؟ای خدا ار تو عزیزی و بزرگ و نگرانتا به کی شام من اندر شب یلدا نون و ماست؟خلق عالم به سر هندونه چاقو می‌زنندولی دستای من از بهر دعا رو به خداستگفت ساقی که بود قیمت شیرینی مقطوعمن ندیدم که کسی حرفی بگوید سر راستدوش از کوی مغان نیک گذر می‌کردمو شنیدم که صدای خنده‌هاشان به هواستعید در عید زدند و خوش به حال دگرانور نه بر ما که شب چله و عید و شب مرگ یه جاستباز یلدا شد و خنده‌ای بر لب ماستاز ازل تا به ابد کفش منم لنگه به لنگه تا به تاست... [متن کامل]
حضرت میخ

۰۳ : ۵۲ جمعه، ۳۰ آذرماه ۱۳۸۶     2 نظر

شوهرزن‌ذلیل و اتفاقات ناخواسته در شب یلدا

طرز برخورد(واکنش) یک شوهر زن‌ذلیل در برابر اتفاقات ناخواسته در شب یلدا یک شوهر زن‌ذلیل وقتی خانمش بدون هماهنگی با او برای شب یلدا مهمانی ترتیب می‌دهد و وقتی این مژده را می‌شنود لبخند ملیحی می‌زند و موقرانه می‌گوید: «به به آقای ایکس باجناق عزیزم گفتی بیان چه خوب» و این در حالی‌ست که شما به خون باجناق‌تان تشنه‌اید و هر روز در اوقات بیکاری نقشه قتلش را طراحی می‌کنید... یک شوهر زن‌ذلیل وقتی هندوانه خریداری شده از طرف او کال و بی‌مزه از آب در‌می‌آید و وقتی دستش رو می‌شود، مورد شدیدترین هتاکی‌ها از طرف خانمش قرار می‌گیرد: «ای خاک‌ تو سرت، ای کاش خودم می‌رفتم، بدبخت بی‌عرضه به درد چی می‌خوری، امشب جلوی مهمونام آبروم می‌ره، خواهر جونم اگه بفهمه با زخم زبوناش من رو آتیش می‌کشه، یالله برو گمشو از خونه بیرون ریخت و قیافه‌ نحستو نمی‌خوام ببینم» و شوهر زن‌ذلیل دست از پا درازتر دمش را روی کولش می‌گذارد ومی‌رود هواخوری.یک شوهر زن‌ذلیل وقتی در مهمانی و در شب یلدا که همه فامیل دور هم جمع هستند برایش فال حافظ می‌گیرند و چون هدف دست‌انداختن اوست؛ فالی که می‌آید در همین راستاست؛ جالب نیست و مورد مضحکه خرد و کلان قرار می‌گیرد و همه قاه قاه... [متن کامل]
جغور بغور

۰۷ : ۴۰ جمعه، ۳۰ آذرماه ۱۳۸۶     0 نظر

شب یلدا توقیف شد

به منظور افزایش سطوح و لایه‌های زیرین امنیت اجتماعی کشور، سردار رادان با اشاره به وجود اسم تحریک‌کننده‌ی یلدا در ترکیب مستهجن شب یلدا اعلام کرد در سال‌های آتی به جای پاسداشت شب یلدا در کشور مراسم سوگواری شام غریبان برگزار خواهد شد.فرمانده‌ی انتظامی تهران با بیان این مسئله که دوران شب و تاریکی مربوط به زمان طاغوت بود اظهار داشت: با توجه به آماده نبودن شرایط لازم برای اجرای مراسم شام غریبان در سال جاری، استثنائآ مردم امسال می‌توانند به منظور جلوگیری از متبرج شدن قسمت‌های حساس بدنشان هنگام ادا‌ی کلمه‌ی یلدا، از واژه‌های جایگزین شب منزل، شب مادر بچه‌ها، شب ضعیفه و ... استفاده کنند. وی در ادامه با اعلام این نکته که میوه‌های مورد استفاده در این شب یعنی انار و  هندوانه میوه‌‌هایی زنانه هستند و با رنگ قرمز ماتیکیشان باعث تحریک مومنان خواهند شد اظهار داشت از توزیع این میوه‌ها در سطح شهر جلوگیری خواهد شد. ایشان در مورد نحوه‌ی برخورد با میوه‌های متخلف اعلام کرد ابتدا به میوه‌های اغواگر تذکر داده می‌شود در صورت تکرار و حضور مجدد در سطح شهر، میوه‌ها با وانت در شهر گردانده‌ می‌شوند و بار سوم بین برادران نیروی انتظامی به صورت کیلویی تقسیم خواهند شد. وی در پایان میوه‌های... [متن کامل]
آقای ویبره

۰۳ : ۳۷ جمعه، ۳۰ آذرماه ۱۳۸۶     1 نظر

انشاء: شب یلدای پارسال را چگونه گذراندید

قلمم را در دستم می‌گیرم و انشای خود را استارت می‌زنم. شب یلدای پارسال  پر از حادثه و اتفاقات تراژدیک و غمبار و زد و خوردهای خونین و منجر به مرگ بود. در این روز پدرم هندوانه خرید که مثل سنگ سفت و آهنین بود که مجبور شدیم برای قارچ آن از اصغر کچل همسایه بغلی اره برقی‌اش را قرض و قوله کنیم که بالاخره قارچ شد. اما مثل برفی که دیروز در تهران بارید سفید بود و مادرم در یک لحظه خیلی عصبانی شد و هندوانه را در سر پدرم کوبید که کله پدرم ترکید و مغزش به در و دیوار پاشید.  آن روز مادرم به پدرم گفت که در خانه هیچی نداریم و اگر مهمان بیاید آبروریزی می‌شود و پدرم با ساتور دنبالش دوید تا تیکه تیکه‌اش کند که مادرم فرار کرد و بعد از 2 ساعت پیدا شد و پدرم هم دیگر آرام شده بود و بهش گفت: «زنج یخده سیاست منه، یخده زرنج باش، مگه مخ تو اون کلت نیست، یکمی فچ کن، برای چی مهمون بیاد وقتی اگه ما خودمون رو ببریم مهمونی دیگه مهمون نمی‌آد» و این‌طوری شد که ما آن روز از بعد ظهر به خانه عموی بزرگم رفتیم و در آنجا برادر... [متن کامل]
جغور بغور

۲۱ : ۱۶ پنجشنبه، ۲۹ آذرماه ۱۳۸۶     0 نظر

شب درازی در پیش است

شب یلدا نزدیک بود. خودتان می‌دانید دیگر اینجور موقع‌ها که پیش می‌آید همه فامیل می‌شوند. از برادر آدم گرفته تا نوه‌ی عموی باجناق برادر زن. سال به سال نمی‌پرسند خرت به چند منه وقت سورچرانی که می‌شود چنان قربان صدقه‌ات می‌روند که انگار همین چند ساعت پیش متولد شده‌ای. امسال هم که قوز بالای قوز. عید قربان و شب یلدا را مخلوط کرده‌اند تا عموم مؤمنینن بر سر اقشار آسیپ‌پذیری چون من خراب شوند. مکه‌ی نرفته و دهن سوخته. حالا به پیر به پیغمبر به هر بنی‌بشر دیگری هم که قسم بخوری باز می‌گویند حاج آقا مهم دل آدمه، وجنات و سکنات شما مصداق جمله‌ی شریفه‌ی "حجکم مقبول" است. والله خود خدا هم دیگر در کار این جماعت مانده است چه رسد به من که عقلم ناقص است و خود عضوی از این دارالمجانین‌ام.به هر حال نفهمیدم چرا هر چه سور و مجلس بخور بخور است بر گردن باریک من است. البته تقصیر عمده از من است اگر جایی گم و گور می‌شدم در این وانفسا که کسی وبال گردن نمی‌شد. هنوز اذان صبح تمام نشده شمار مهمان‌های شب یلدا از مهمانان عروسی من و عیال هم افزون شد. هر چه که نباشد در این چند سال کمر به کار... [متن کامل]
حضرت میخ

۰۱ : ۰۹ پنجشنبه، ۲۹ آذرماه ۱۳۸۶     0 نظر

ویژه‌نامه قالب می‌کنیم

جمیع نویسندگان ساعی، دایی و رضازاده‌ی مجله‌ی طنز زابغر در یک تصمیم کاملآ از پیش تعیین شده اراده کردیم که تحولی عظیم در صنعت نشریه‌ی اینترنتی و غیراینترنتی برپا کنیم که تمامی جهانیان انگشت سبابه‌ی خود را در دماغ خود و نه ماتحت دیگران فرو کنند و محیرالعقول بمانند. به دلیل استقبال بی‌شائبه و غیرمنتظره‌ی شما از این مجله‌ی معظم و استعماری و استثماری که به ما لطف نموده‌اید و بیجا کرده‌اید که به مسئولین چه دولتی، چه خصوصی، چه وبلاگی و چه کیهانی خندیده‌اید خداوند این اراده را در وجود ما متبرج کرد تا علاوه بر بخش های خصوصی و نیمه‌خصوصی که در زابغر دایر است یک بخش کاملآ مردمی راه بیندازیم تا چهره‌ی خندان شما را بیش از پیش سیاحت کنیم. این بخش که با نام ویژه‌نامه به شما قالب می‌شود حال و هوای مناسبتی داشته و هر وقت عشقمان بکشد و دلمان بخواهد با تعداد نامحدودی مطلب به روز می‌شود حالا می‌خواهد مناسبت داشته باشد یا بی‌مناسبت باشد اصل این است که به مناسبت ربط داشته باشد. طی چند فروند کنفرانس مطبوعاتی غیرعلنی که قرار بود با حضور نویسندگان گرانمایه‌ی زابغر برگزار شود و به دلیل حاضر نشدن سن‌ایچ، مراسم به تعویق افتاد ما در یک نشست... [متن کامل]
حضرت میخ

۱۸ : ۱۴ دوشنبه، ۲۶ آذرماه ۱۳۸۶     1 نظر

راه‌اندازی وب‌سایت خبری ترشید‌گان با عنوان نیاز‌نیوز

بی‌بی‌سی‌فارسی: «رسانه های ایرانی از آغاز به کار رسمی وب‌سایت خبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران با نام 'سپاه نیوز' خبر داده اند...» کل‌کل: قبل از هرگونه قیراج و ویراژ احتمالی روی خبر فوق به خاطر جلوگیری از  هرگونه خرابکاری و رفع هرگونه تهدید احتمالی و قتل و عام نویسندگان زابغر و بعد ریخته شدن اموال زابغر به حساب افراد دپرس و منزوی و جو زده لازم است یکسری نکات ریز و ذره‌بینی را با میکروسکپ  به‌تان نمایش بدهم. مورد اول اینکه استثناً در این مطلب واژه کل کل چیز دیگری معنی می‌دهد مثلاً بَه بَه یا چَه چَه. و گذشته از تمامی این مسائل اصلاً خبرگزای‌های(بوق ووبلاغ‌پرس) درپیت و خزعبل زابغر در حد و اندازه‌های این نیستند که بخواهند با یک خبرگزای با پشتوانه‌ای... کل کل کنند یا خدای نکرده زبانم لال قصد شاخ و شانه کشیدن را داشته باشد  امروز صبح برای خرید یک پاکت شیر به بقالی سر کوچه‌مان مراجعت نمودم. بعد از خوش و بش چاق سلامتی و قبل از اینکه بگویم چه می‌خواهم آقای اکبر بقال کاغذی از جیبش درآورد و شروع به خواندن کرد: «اکبر بقال ِ سر کوچه خبرگزاری داره- تو خبرگزاری‌ش آمار دقیق کیشمیشا ثبت شده- اونجا نبشته که بقالی سرکوچه 666... [متن کامل]
جغور بغور

۲۲ : ۲۳ یکشنبه، ۲۵ آذرماه ۱۳۸۶     0 نظر

المحمود، المحمود

حالا که سفرهای استانی رئیس جمهور به خارج از مرزها هم کشیده شده و حتی به یمن این سفرها خلیج فارس عرب می‌شود و ایران می‌رود جزء کشورهای عربی لازم دیدم توضیحاتی مبسوط پیرامون این غیبت سرسام‌آور و خوش‌یمن خود از این مجله‌ی کذا را در یک جمع‌بندی کلی به صورت رو در رو به شما عرض کنم. جای شما خالی چند روزی رفته بودم مکه تا به نان و نوا و حال و هوایی بس ملکوتی (البته نه به شنیعی حلقه‌ی ملکوت) نائل شوم و گر چه به ثواب کامل نرسیدم اما مفیوض شدم تا بیایم اینجا خودم را به شما متبرج کنم و شما خود را به من بمالید و تبرج بگیرید. دست حضرت آیت‌الله العظمی سردار شهید سرلشکر سرتیپ رادان درد نفرماید که این تبرج را به من یادآوری کرد. جان شما نباشد به جان این ویبره‌ی خودمان در دُبی (بخوانید مکه) به خواهران که نگاه می‌کردم می‌گفتم اینها چرا همه لختند؟ در وطن چیزکی هست که فاز مثبت القا می‌کند اما در اینجا بی‌اثر است. بعد که بیانات گهربار سردار را در کشاکش امواج وایرلس می‌خواندم روشنم شد که آن چیزک چکمه است و آن فاز مثبت تبرج. لابد یک خاصیتی دارد که این ویبره همه‌ش... [متن کامل]
حضرت میخ

۱۹ : ۰۵ پنجشنبه، ۲۲ آذرماه ۱۳۸۶     4 نظر

در این بازار اگر سودیست با نازلی پر پشم است!

امروز یکی از مسئولین حوزه‌ی هنری اصفهان طی یک صحبت کاملآ طنز اعلام کرد طنز باید علاوه بر جامع و مانع بودن شبیه شعرهای حافظ باشد به هر حال وبلاغ پرس این هفته علاوه بر جامعیت و مانعیت به شکل اشعار حافظ به خدمت رسانی به شهروندان وبلاگستان می‌پردازد: 1) ابتدای هفته‌ی گذشته خیل عظیم و پرشوری از نویسندگان مجله‌ی نسبتآ طنز زابغر طی اقدامی خودجوش و ناهماهنگ به شفاف سازی در مورد هویتهای تقریبآ واقعی خود پرداختند که این امر با کندن لباسهای اسامی مستعار این افراد در وبلاگهایشان همراه بود. البته در این بین برخی از این نویسندگان به در آوردن اوورکتشان به شکل کاملآ جنتلمنانه بسنده کردند(+) اما برخی دیگر به شکل شنیع و وقیحانه در انظار عمومی لخت مادرزاد شدند(+)(+)  بیت: دی چون در مقابل ما لخت می‌شدی، در وبلاگت به جلو من راست می‌شدم با رنگ سفید بلورت در آن فضا، هی رنگ می‌پراندم و همرنگ ماست می‌شدم تفسیر: در اینجا شاعر دست به یک مکاشفه‌ی عرفانی می‌زند و از حالات روحانی‌ای که در روز قبل برایش اتفاق افتاده سخن به میان می‌آورد و در درد و دلی که با روح خود می‌کند می‌گوید: دیروز که رخت این دنیا را از تنت در می‌آوردی و از بند تعلقات این دنیا رهایی میافتی در... [متن کامل]
آقای ویبره

۱۸ : ۱۹ یکشنبه، ۱۸ آذرماه ۱۳۸۶     2 نظر

دانشجویان عزیز اینجا دانشگاه است.

  توجه: عرض به حضور منوّر تمام کسانی که به طور اتفاقی یا ناگهانی یا تصادفی یا اشتباهی یا هر جور دیگری که اصلاً به به ما مربوط نیست به زابغر آمده‌اند و چشم و جمال‌شان به این عکس مزین شد برسانم که دوستان: «منبع عکس را اگر می‌دانستیم که دریغ نمی‌کردیم. این عکس برای‌مان ایمیل شد» ضمن اینکه علامت مخصوص حاکم بزرگ "میتی‌مُدرن" هم در گوشه‌ی بالای عکس، درج شده که نشانه‌ای از هویت منبع می‌تواند باشد. و ذکر منبع از همه چیز حتی پوشیدن شلوارهای تار و پود و نخ‌نما هم برای زابغر مهم‌تر است. حالا که اینجوری شد اصلاً‌ ورود برداردان دانشجو تا اطلاع ثانوی به دانشگاه و زابغر ممنوع است. از پذیرفتن خواهران چکمه‌پوش هم معذوریم. رضایت‌نامه هم اجباری‌ست. عزیزانی که رضایت‌نامه پدر و مادرشان را نیاوردند؛ انشالله سری بعد. اتوبوس جلویی آقایون و اتوبوس عقبی هم خانوم‌ها.... [متن کامل]
جغور بغور

۱۸ : ۱۵ یکشنبه، ۱۸ آذرماه ۱۳۸۶     2 نظر

ترکی نیم‌پز

معورف دور - مشهور دور که اساساً سیاسته پدر و مادر یوخدور!... به همین مناسبت ایله من مدتهاست می‌خواهم سیاست باز بشوم که یاخچی شغل است. یکی کفترباز، یکی قمارباز، یکی حقه‌باز می‌شود. مگر عیبی‌وار؟!... خوب‌ دیگر... بنده هم اولارام سیاست باز!! پریشب هوا چخ گرم بود. پشه مشه‌ها مثل مامور مالیاتی کیمین اذیت می‌کردند. پس بالا و پایینم را خاراندم. بیلمیرم چطور شد که دیدم در برابر حضرت پروردگار چهارزانو نشسته‌ام!!... اول منه یاخچی از بالا تا پایین ورنداز کرد، با متانت منه فرمود : نه کاره سن کیشی؟!... عرض ایله دیم می‌خواهم تازه تازه دن سیاست باز لیخ کنم. فرمود نیه سیاست را انتخاب کرده‌ای؟! عرض ایله‌دیم باید بالاخره با یک چیزی بازی کنم. خداوند عالم منه خنده‌اش گرفت، گفت: سنین برنامه چه چیزی است، منه شرح بده. گفتم: منیم برنامه این است که روزی که چوخ چوخ گردن کلفت بشوم، پدر هر کسی که منه دشمنی کرده است درآورده کنم... بعد به مردم دستور ویره‌رم تابستان میوه پیوه خورده نکنند. خودم سنه قرارداد مقاوله‌نامه امضاء ایله‌رم از بهشت میوه صادر کنی که ارزان‌تر تمام اولاجاخ... بعد دستور می‌دهم که هیچ‌کس آشامیدنی سو استعمال نکند، بلکه آب حوض استفاده ایله‌سون ثوابش بیشتر است...بعد امر می دهم اتوبوس موتویوس... [متن کامل]
جغور بغور

۱۶ : ۳۵ پنجشنبه، ۱۵ آذرماه ۱۳۸۶     0 نظر

از سگ‌های صد و پنجاه هزار دلاری تا دستشویی‌های پنجاه سنتی!

عرضم به حضورتان در هفته‌ی گذشته متاسفانه شاهد خبر مرگ یا دستگیری هیچ بلاگری نبودیم وکمی دست ما برای نوشتن خبر بسته شد اما به هر حال وبلاگستانِ این هفته چنین وبلاگستانی بود:  1) نویسنده‌ی وبلاگ ایستگاه بعد از اظهار ندامت فراوان به خاطر نوشتن مطلبی که قبلآ در مورد سگهای محافظ صدو پنجاه هزار دلاری رئیس جمهور نوشته بود که نهایتآ موجب بازداشتش شد اعلام کرده: مطابق فتوای برخی از علما، استفاده‌ی كاری از سگ در مواردی نظير جست‌وجوی زنده‌ها در زلزله و مواردی از اين دست، كشف مواد مخدر و مواد منفجره بلامانع است. به هر حال ما در حالی که کاملآ باور کرده‌ایم که این مطالب را بلاگر یاد شده در شرایط کاملآ عادی نوشته یک مشکل شرعی برایمان پیش آمده که هر چه سریعتر از رضا ولی زاده جوابش را خواستاریم: اگر یکی از این سگ‌ها هنگام سفرهای استانی به کاپشن رئیس جمهور سهوآ بول کند آیا ایشان  باید با زیرپوش سخنرانی کنند یا چون سگ‌ها هنگام ماموریت کاری بوده‌اند ادرارشان پاک است؟ و اگر پاک نیست آیا غسل واجب می‌شود یا خیر؟ 2) نیک آهنگ کوثر در سالروز یکسالگی فتوبلاگش درخیل پرشور یکی از دهها مطلب هفته‌ی گذشته‌اش نوشته است: علاقه‌ام به عکاسی باعث شد آرام آرام از سگ بودن... [متن کامل]
آقای ویبره

۲۲ : ۳۲ دوشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۶     1 نظر

و همه سگ‌ها

جغور بغور نویسنده خوش ذوق  و نسبتاً شاخ و قدر مجله طنز اینترنتی زابغر از شما مثل چی(همان سگ) دعوت می‌کند تا در این مطلب به اظهار فضل‌های پر از نیش و نمک او در رابطه با سگ‌ها توجه کنید... در راستای اینکه به خودی خود این مطلب طولانی است پس بهتر است به جای این مقدمه چینی‌ها نظرتان به دسته اول جلب شود.   دسته اول: دسته اول همان سگ‌های خانگی‌ای هستند که چشم و چراغ اهل خانه هستند. اهالی منزل روزی صد بار قربان صدقه‌ این سگها می‌روند و لی‌لی به لالای‌شان می‌گذارند. این سگ‌ها اصولاً ابولمجمعی خانه هستند و اهل منزل همه چیز را جوری با هم ترکیب می‌کنند تا در حیث مجموع سگ در خانه احساس آرامش و راحتی کند. در منزل یکی از اقوام مهمان بودیم و اتفاقاً سگ پشمالو و سفیدی هم داشتند. همینطور که نشسته بودیم و به گپ و گفت مشغول بودیم به یک بار سگ به کنار یکی از اهالی منزل که ظاهراً با او رابطه صمیمانه‌تری داشت می‌آید و حرکات و صداهایی از خودش در‌می‌آورد که یعنی پی‌پی دارد. او سگ را به دستشویی می‌برد و برمی‌گردد. بعد از چند دقیقه صدای واق واق سگ بلند شد و همان دوستی که... [متن کامل]
جغور بغور