نهان مکن
نوشیدنی چه میخوری؟ راست بگو، نهان مکن
ویسکی یا ودکا میخوری، چای نگو، چاخان مکن
دیشب تو را من دیدهام، دست به دست یار، مست
در کوچه پرسه میزدی، انگشت بر دهان مکن
دلدل نکن، عشقی بزن، نوش به نام لافزن
آنچه تو با یار کردهای، با دیگران همان مکن
کاری نکن که بعد از این خشم بر تو افکنم
لب نگشا به ناسزا، پستی ز خود عیان مکن
خشم کسی کند که او، کفر به دین ما کند
باده بزن، تو خویش را سخرهی این و آن مکن
لب بده بر لبان یار، تا کور شوند دیگران
عشق خودش بیان شود، تو به زبان بیان مکن
حالا که یاد گرفتی، چگونه عشق و حال کنی
از آن لبان سرخگون، خندهي خود نهان مکن
تو دختری یا که پسر، از هر نوع بنیبشر
شکوه مکن، اخم مکن، با میخ اینچنان مکن

