<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>مجله‌ی طنز زابغر: گذشته، حال، آینده</title>
      <link>http://www.zabghar.com/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Tue, 01 Jan 2008 15:21:23 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/?v=4.0</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

      
      <item>
         <title>گذشته - حال - آینده(قسمت اول)</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>وضعیت روابط دختر و پسر قبل از ازدواج</strong> <br /><strong>گذشته</strong>: خب در قدیم و ندیم اصلاً دختر و پسر همدیگر را نمی‌دیدند و در حجله برای اولین بار چهره همدیگر را روئت می‌کردند. <br /><strong>حال</strong>:‌ الان دختر و پسر 6 سال با هم دوست هستند بعد هم با قیامت کبری با هم ازدواج می‌کنند و فردای ازدواج هم دختر خانم مهریه‌اش را می‌گذارد اجرا و آقا داماد هم به سلول انفرادی فرستاده می‌شود تا کمی به اتفاقاتی که بر او گذشته فچ کند <br /><strong>آینده</strong>: دختر و پسر کلاً با هم دوست هستند و ازدواجی صورت نمی‌گیرد. <br /><br /><strong>طرز رفتار پدر و مارد با دختر در رابطه با ازدواج <br />گذشته</strong>: در گذشته پدر و مادر، دختر را از 12 سالگی سر از باز می‌کردند و به خانه بخت می‌فرستادند... <br /><strong>حال:</strong>‌ دختر تا سن 27 سالگی برای‌اش خواستگار می‌‌آید- ناز می‌کند، قر می‌دهد اما 27 را که رد کرد، ناز به نیاز تبدیل می‌شود و البته با هزار جور التماس و خواهش و تمنایِ پدر و مادر به خانه بخت رهسپار می‌شود. <br /><strong>آینده:</strong> اصلاً‌ مسئله ازدواج منقضی شده و دیگر ازدواجی صورت نمی‌گیرد که بخواهیم در اینجا در آینده این مسئله را مورد بررسی قرار بدهیم که چنین می‌شود چنان می‌شود. <br /><strong>توصیه ایمنی زابغر برای جلوگیری از ترشی‌گرفتگی پدر و مادرها در خانه</strong>: پیشنهاد می‌کنیم برای جلوگیری از ترشی‌گرفتگی که به مراتب صدها برابر از گازگرفتگی هم خطرناک‌تر است به جز آشپزخانه یکی یک‌دانه هود بیمکث در اتاق‌ها و... بزنید تا لااقل از بوی ترشیدگی دخترتان هلاک نشوید. <br /><br /><strong>وضعیت پسرها <br />گذشته</strong>:‌ در قدیم پسر جماعت خودش می‌دانست و به سن 10 -12 سال که می‌رسید می‌رفت ور دست پدرش، هم کمک حالش بود هم خودش در آینده حرفه پدر را پیش می‌گرفت و تخصصی داشت... <br /><strong>حال</strong>:‌ یک دسته از پسرها که سر و وضعشان مصداق بارز تبرج است و من نمی‌دانم چرا سردار به جای مقابله با این‌ها با دختران برخورد می‌کند. یک عده از پسرها در گوشه و کنار شهر به پرورش کرم در بدن خود سرگرمند. عده‌ای هم&nbsp; به دلیل محدودیت‌ها و عقده‌های جنسی در هپروت به سر می‌برند. بخشی از پسرها هم با کامپیوتر و بلوتوث و بازی با زندگی خصوصی مردم وقت خودشان را می‌گذرانند... . کلاً پسرهای امروزی هر کدام به شیوه‌ای در حال رساندن پدر و مادرشان به خدا هستند و در این راستا و رسیدن به هدف‌شان از هیچ کوششی مضایغه نمی‌کنند. <br /><strong>آینده</strong>: <img alt="I dont know" src="http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/106.gif" /></p>]]>امضا: jaghoor baghoor</description>
<author>
        <name>jaghoor baghoor</name>
    </author>
         <link>http://www.zabghar.com/exnext/2008/01/post_119.php</link>
         <guid>http://www.zabghar.com/exnext/2008/01/post_119.php</guid>
         <category>گذشته، حال، آینده</category>
         <pubDate>Tue, 01 Jan 2008 15:21:23 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
