۰۲ : ۰۸ چهارشنبه، ۵ دیماه ۱۳۸۶     0 نظر

من هم می‌خواهم مثل نفر آخر60 باشم نه شـــســـت!

همانطور که مستحضر هستید مجله باوقار طنز اینترنتی زابغر از حلقه‌ گردالویی که با انگشت شست و اشاره‌اش درست کرده- تمام حوادث و مرگ و میر و خودکشی‌های ِنافرجام وبلاگستان فارسی را زیر نظر داد. موضوع شستی‌ها را نیز با توجه به داغ بودن و پیچیده بودنش این بار استثناً از مرکز حلقه گردالویِ انگشت شست و اشاره مورد بررسی و کنکاش قرار گرفت. بعد از ساعت‌ها کار شبانه‌‌ای که دانشمندان فضا و هوا با شست داشتند به نتایج قابل تاملی رسیدند. یک نمونه از این تحقیقات آزمایشگاهی حرکت غیر جوانمردانه سید حجة‌الاسلام و المسلمین نیم فاصله در باب تبعیض قائل‌ شدن‌شان با محوریت شست بود.
یعنی حاضران واکنش در وبلاغ ایشان گفتند که وقتی قبله عالم لینک‌شان را در خوابگرد! گذاشت دچار یک‌سری فعل و انفعالات در نقاط تحتانی و زیرین شدند و عده‌ای صراحتاً اعلام کردند که صدای اوخی هم ازشان در‌آمد. اما نفر آخر هیچ صدایی ازش درنیامد که دانشمندان علت این امر را از همدیگر پرس و جو کردند و یکی‌شان ناگهان گفت:«نگاه کنید ششت آخری شست نیست بلکه خود شصت است!» دانشمندان با ادیت عکس در اندازه‌ زابغر از ملت آگاه و دهه ‌1980‌ای خواستند تا خودشان با دیدن عکس به این قضیه مهم و حیاتی پی ببرند و فریاد اعتراض به خاطر این تبعیض علنی در روز روشن سر بدهند.
untitledss555ssssssss
در همین راستا از متولدین دهه 1980 درخواست می‌کنم به خاطر اعتراض به این فعل و انفعالات شنیع و به دور از چشم داور فردا کله صبح روبروی سفارت سابق آمریکا دور هم جمع شویم و در مورد هجوم وحشیانه دهه 1950‌ای به این سفارت به بحث و تبادل اطلاعات بپردازیم.
البته صاحب کشف این اثر حماسی در جمله‌ای در مورد این مسئله می‌گوید:«به غیرخودی ها شست حواله می دهد و خودی ها را شصتی حساب می‌کند. یا سوتی تایپی است، یا رعایت ادب و یا مرز بین خودی و غیر خودی
عکس در اندازه‌ای فراتر از زابغر و بدون انگولک متخصصین
نامه‌ی یکی از کُنش‌ها به خوابگرد همین الان به دستم رسید:
سید عزیز من می‌خواهم مثل نفر آخر شصت باشم، 60 باشم. نه شستی که در اینجا به منظور حرکات چرخشی و دورانی و موزون در ذهن خواننده تداعی می‌شود. بعله سید من می‌خواهم 60 باشم.

جغور بغور

۲۱ : ۴۱ چهارشنبه، ۸ آذرماه ۱۳۸۵     0 نظر

عاقبت دودره‌بازی

فکر کردی که چه عزیز دل‌انگیز؟ طنز عاشق چشم و ابروی ما نیست که مثل هلو بیفتد توی گلویمان و ما هم به رشته‌ی تحریرش درآوریم و ملت زرتی بخندند. بله جناب! آنقدر خودمان را زجرکش می‌کنیم تا این اینترنت‌نامه‌ی وزین سرپا بماند و مشتری‌ها دست خالی برنگردند. آن‌وقت تو در ساحل آرامشت آفتاب گرفته‌ای و از خبرگزاری ما مطلب دودر می‌کنی؟
بعد از عمری بشین و پاشو، بالاخره نشستیم و به خیال خودمان یک مطلب آس نوشتیم، با چه رویی از ما بلندش کردی؟ تصور کردی همچون اسممان، میخ تو می‌شویم؟ نه آقا به یاری خداوند متعال و باری‌تعالی و فرشتگانش Security Centerی داریم مامان! خودتان حال کنید کار سیستم امنیتی ما را.
دو عکس زیر یکی بعد از دودره شدن مطلب و دیگری بعد از کشف سیستم امنیتی ما گرفته شده است، دیگر قضاوتش با خودتان که این سیستم چه بلایی به سر دودره بازها می‌آورد تا به چیز خوردن بیفتند. برای واضح دیدن عکس‌ها بر روی آنها کلیک کنید.



حضرت میخ

۲۳ : ۳۹ یکشنبه، ۲۸ آبانماه ۱۳۸۵     0 نظر

هکری که می‌دهد خود را جر

اندر باب آنکس که قصد زدن پست برقی ما را دارد:

عجب آن کس را که هست هکر، می دهد هر دم خود را جر، تا زند پست برقی ما به زور و کند به داخل ایمیل ما عبور.

هر جری که خود را میدهد، صدایی است عظیم و چون جر بخورد، بر آن صدا حکیم. پس در هر جری دو نکته نهفته است و بر هر نکته‌ای جری است واجب.

از دست و زبان که بر آید
که چنین جر خورد و چنین جر آید

دکتر شنگول