« کربلا | خانه | پوتین های حاج عباس »

۱۶ : ۳۰ دوشنبه، ۱۶ بهمنماه ۱۳۸۵     0 نظر

دوست و دشمن

حکایت: دوستی را دشمنی بود و دشمنی را دوستی و دوست و دشمن را قراری که بر سر و کول همی زنند و ثابت همی نمایند که کدام دوست را دشمن است و کدام دشمن را دوست.
زد و خورد سودی نداشت و بنا شد هر یک بیتی بگوید.
دوست گفت:
دل هر ذره را که بشکافی، حق مسلمت در آن بینی
بر تحریم و جنگ و خون چو بنگری، باز، همان بینی
دشمن گفت:
باشد که عمر دولت و حق مسلم زیاد باد
تمام هست و نیست ملت فانی به باد، باد
حضرت میخ