« مادرشوهر و عروس | خانه | ای کاروان آهشته ران! »

۲۲ : ۱۸ یکشنبه، ۲۴ دیماه ۱۳۸۵     0 نظر

وطن یعنی همه دنیا

نیشگون: روزهای دلهره را می‌گذرانیم. کار ساده‌ای نیست و ما به انجام این کارهای سخت عادت کرده‌ایم. آری ما مردمان کشور خون و حماسه‌ایم و آماده‌ی هرگونه سختی مفرط هستیم. رئیس‌جمهور کوچک‌جثه اما جاه‌طلب بزرگ راهی آمریکای لاتین شده است. بعد از سفرهای استانی بیهوده و پرخرج حالا سفرهای بزرگتر دلمان می‌خواهد. اصلآ ما می‌خواهیم یک دولت بین‌المللی داشته باشیم مگر یغما گلرویی نمی‌گوید: "بدون مرز و محدوده، وطن یعنی همه دنیا" آری اصلآ چطور است هیئت دولتمان را در خاک کوبا تشکیل دهیم با حضور افتخاری فیدل کاسترو بر روی تخت (نماد مبارزه با استبداد). چطور است به مردم ونزوئلا هم وعده‌ی تاسیس یک دانشگاه فارسی‌زبان رایگان برای آشنایی آن‌ها با فرهنگ اسلامی و ایرانی بدهیم. به همین سادگی امور دنیا را حل می‌کنیم.
وقتی کمر مردم در مقابل تحریم‌های پیاپی و -به عقیده‌ي آمریکا و کشورهای صنعتی- منطقی خرد می‌شود ما وعده‌ي خالی کردن جیب‌های آقای جاسبی به نفع دولت و ملت می‌دهیم و شهریه دانشگاه آزاد افزایش می‌یابد.
می‌گویی تحریم میدان دادن به توانایی‌های داخلی‌ست و هیچ توانیی داخلی بروز نمی‌کند. نمایشگاه اتومبیل‌های روز دنیا را دیده‌اید؟
ما قرار است تمام دنیا را به عدالت‌خواهی و خداگرایی هدایت کنیم به شرط آن‌که خدای دیگران را تحقیر کنیم و حتی بکشیم.
و آن‌ها به راحتی به تماشای فیلم‌های انتقادی از خودشان در سینمای متمول‌شان می‌نشینند و ما در حسرت خواندن یک شعر ناب انتقادی و بدون برش در کتاب‌ها و روزنامه‌هایمان نشسته‌ایم. کارگردانمان را مجبور می‌کنیم با فیلم‌نامه‌ی چهار بار اصلاح‌شده‌اش به زور در جشنواره‌مان شرکت کنند که اگر از روی علاقه بود اتفاق خوشایندی می‌توانست باشد.
اینجا ایران است. سرزمین خون و حماسه و ابری طوفانی که از دور می‌آید و رئیس‌جمهوری که به مردم نیکاراگوئه وعده می‌دهد و هم‌چنان می‌خندد.
حضرت میخ