« شب یلدا توقیف شد | خانه | باز یلدا شد »

۰۳ : ۵۲ جمعه، ۳۰ آذرماه ۱۳۸۶     2 نظر

شوهرزن‌ذلیل و اتفاقات ناخواسته در شب یلدا

شب یلدا:

طرز برخورد(واکنش) یک شوهر زن‌ذلیل در برابر اتفاقات ناخواسته در شب یلدا
یک شوهر زن‌ذلیل وقتی خانمش بدون هماهنگی با او برای شب یلدا مهمانی ترتیب می‌دهد و وقتی این مژده را می‌شنود لبخند ملیحی می‌زند و موقرانه می‌گوید: «به به آقای ایکس باجناق عزیزم گفتی بیان چه خوب» و این در حالی‌ست که شما به خون باجناق‌تان تشنه‌اید و هر روز در اوقات بیکاری نقشه قتلش را طراحی می‌کنید...
یک شوهر زن‌ذلیل وقتی هندوانه خریداری شده از طرف او کال و بی‌مزه از آب در‌می‌آید و وقتی دستش رو می‌شود، مورد شدیدترین هتاکی‌ها از طرف خانمش قرار می‌گیرد: «ای خاک‌ تو سرت، ای کاش خودم می‌رفتم، بدبخت بی‌عرضه به درد چی می‌خوری، امشب جلوی مهمونام آبروم می‌ره، خواهر جونم اگه بفهمه با زخم زبوناش من رو آتیش می‌کشه، یالله برو گمشو از خونه بیرون ریخت و قیافه‌ نحستو نمی‌خوام ببینم» و شوهر زن‌ذلیل دست از پا درازتر دمش را روی کولش می‌گذارد ومی‌رود هواخوری.
یک شوهر زن‌ذلیل وقتی در مهمانی و در شب یلدا که همه فامیل دور هم جمع هستند برایش فال حافظ می‌گیرند و چون هدف دست‌انداختن اوست؛ فالی که می‌آید در همین راستاست؛ جالب نیست و مورد مضحکه خرد و کلان قرار می‌گیرد و همه قاه قاه به‌‌اش می‌خندند و او هم با لبخندی صدای قه قهه فامیل را دنبال می‌کند و با لحنی گرم و گشاده می‌گوید: «چه جالب چه جالب» در حالی‌که از تو در حال سوختن و پودر شدن هست و در دلش قسم می‌خورد که یک روز تک تک افراد حاضر در مهمانی را خواهد کشت.
یک شوهر زن‌ذلیل در مهمانی و در شب یلدا در حالیکه همه تا بلغة‌الحلقوم خورده‌اند و در حال ترکیدن هستند و یک نمونه‌اش هم باجناق‌ش که مثل اسب دارد می‌خورد کسی هم به‌اش کاری ندارد و اما تا او می‌آید تخمه‌ای بشکند، مورد چشم‌غره خانمش واقع می‌شود و شوهر زن‌ذلیل هم می‌گوید: «می‌دونم عزیزم می‌دونم»
اما شوهر با جنم و با جربزه اصلاً اجازه نمی‌دهد کار به اینجاها بکشد و به قولی گربه را دم حجله کشته و از این ماجراها نخواهد داشت و اصولاً آنقدر زنش از او حساب می‌برد که چنین اتفاقات ناخواسته‌ای نه اینکه به وجود نیاید ولی آنقدر کمرنگ است که دیده نمی‌شود و جرح و بحثی در موردش نخواهد بود و خلاصه اینکه شوهر زن‌ذلیل به تو هم می‌گویند آدم؟ آبروی هر چی مرد بود را بردی؟ این مطلب را اگر داغ و تنوری خوردی دیر نشده؛ پس به پیشنهادات ما گوش کن و بعد هم تمرین کن:
اگر آمدید خانه و خانم‌تان خبر از مهمانی داد و گفت امشب آبجی‌فلانم مهمان ما هستند شما هم جواب رندانه‌ای به او می‌دهید مثلاً: «خب زنگ بزن کنسلش کن چون ما امشب خونه داداشم اینا دعوتیم» و اگر غر غر کرد هر چیزی دم دستتان بود به طرفش پرت کنید.
اگر هنداونه‌ای که خریدید از اقبال بد شما تو سفید و غیرقابل خوردن بود و اگر به این خاطر از جانب خانم نق نقی شنیدید پاسخی که برایش دارید این است: «همین هم از سرت زیادیه، بابتش فلان قد پول دادم، باید بخوریش چون حیف و میل میشه، خدا رو خوش نمیاد؛ نخوردی هم خودم به زور می‌دم بخوری» مطمئن باشید بعد از یک مدت کارساز خواهد بود.
اگر در مهمانی فهمیدید که فامیل‌های زنتان می‌خواهند برای‌تان فال بگیرند و قصدشان دست انداختن شماست پیشنهاد می‌کنم اخم و تخم کنید اجزای صورتتان را درهم فرو ببرید طوری که به نظر برسد خیلی خشمگین و عصبانی هستید و این برداشت شود که ممکن است چیزی بگویید که برای‌شان خیلی گران تمام شود ...
اگری در کار نیست شما موفق شدید. شما هم می‌توانید پا به پای دیگران تا بلغةالحلقوم بخورید شاد باشید و فامیل‌های زنتان را مسخره کنید و بخندید. شب یلدای خوبی را برای شما زن‌ذلیل اصلاح شده آرزومندم.

جغور بغور