در این بازار اگر سودیست با نازلی پر پشم است!
امروز یکی از مسئولین حوزهی هنری اصفهان طی یک صحبت کاملآ طنز اعلام کرد طنز باید علاوه بر جامع و مانع بودن شبیه شعرهای حافظ باشد به هر حال وبلاغ پرس این هفته علاوه بر جامعیت و مانعیت به شکل اشعار حافظ به خدمت رسانی به شهروندان وبلاگستان میپردازد:
1) ابتدای هفتهی گذشته خیل عظیم و پرشوری از نویسندگان مجلهی نسبتآ طنز زابغر طی اقدامی خودجوش و ناهماهنگ به شفاف سازی در مورد هویتهای تقریبآ واقعی خود پرداختند که این امر با کندن لباسهای اسامی مستعار این افراد در وبلاگهایشان همراه بود. البته در این بین برخی از این نویسندگان به در آوردن اوورکتشان به شکل کاملآ جنتلمنانه بسنده کردند(+) اما برخی دیگر به شکل شنیع و وقیحانه در انظار عمومی لخت مادرزاد شدند(+)(+)
بیت: دی چون در مقابل ما لخت میشدی، در وبلاگت به جلو من راست میشدم
با رنگ سفید بلورت در آن فضا، هی رنگ میپراندم و همرنگ ماست میشدم
تفسیر: در اینجا شاعر دست به یک مکاشفهی عرفانی میزند و از حالات روحانیای که در روز قبل برایش اتفاق افتاده سخن به میان میآورد و در درد و دلی که با روح خود میکند میگوید: دیروز که رخت این دنیا را از تنت در میآوردی و از بند تعلقات این دنیا رهایی میافتی در وبلاگت که مکانی در فلکالافلاک است من نیز قد برمیافراشتم و از سفیدی تو که همانا کنایه از پاکی و بیتعلقی به دنیای مادیست من نیز از ناپاکیها و آلودگیها پاک میشدم .
2) البته مسئلهی برهنگی وبلاگی در این هفته به همین جا ختم نشد و نازلی خانوم کاموری موسوم به سیبیل طلا هم طی نگارشی جامع و مانع ضمن برشمردن خصوصیات مختلف اندامهای متعدد بدنش از جمله تفاوت سایز فلان جای راستش با فلان جای چپش و جاهای دیگر که واقعآ رویمان نمیشود که به جایش از همان فلان هم استفاده بکنیم! از پرمویی بدنش سخن گفته:((پاهايم هرچه به سمت پايين می رويم پر مو تر می شوند و در آخرين تست من و آلکس رفيق بسيار پر موی ايتاليايیم تقريباً يک مقدار مو روی پاهايمان داشتيم)) و ((زير شانه هايم در جايی که دستم به بدنم وصل می شود مو زياد دارد که حتــّی وقتی تيغش می زنم پوست بدنم سياه می ماند))
بیت: نظر بازان وبلاگی، همه از دست تو خشمی
سیبیل زرین نمیداری به ما هم گوشهی چشمی؟
در این بازار اگر سودیست با نازلی پر پشم است
خدایا منعمم گردان به پرمویی و پرپشمی
توضیح: کلمهی پرمو در دقیقهی نود به دلیل جلوگیری از زخمی شدن و پارگی پردههای عفت خصوصی وبلاگستان جایگزین کلمهی دیگری شد.
3) زهرا خانوم اچ بی که به نظر میرسد اگر همین طور روی فرم باشد و به گفتههای مربیانش جامهی عمل بپوشاند،-اوهوم!- یکی از مهرههای اصلی وبلاغپرس در تمامی هفتهها خواهد بود در تازهترین مطلب خود نوشته: ((به سرم زده یه وبلاگ انگلیسی درست کنم؟ فقط برای اینکه زبانم تقویت شه! البته مطمئنم آدرسشو به هیچکی نمیدم چون زبانم زیاد خوب نیست!! شایدم افتضاحه!! فقط اینکه یه آدم پایه میخوام که هر وقت حوصله کرد بخوندش و ایراداتم رو بگه)) به هر حال اگر از دلیل حضور علامت سئوال در جملهی اول عبور کنیم خوشحال خواهیم شد تا بدانیم چه طور وقتی آدرس این وبلاگ به هیچکی(!) داده نخواهد شد یک نفر پایه مطالب این وبلاگ را غلط گیری میکند. البته ما از همین جا برای تامین مطالب هفتگی وبلاغپرس برای غلط گیری این وبلاگ اعلام آمادگی میکنیم.
بیت: الا یا ایها الزهرا ادر کاسا و لا ساقی
کماکان توی وبلاگت حدودآ خارج از باغی
توضیح: از این جا به بعد طنز حافظیمون ته کشید. شما به جامعی و مانعی خودتون ببخشید.
4) وبلاگ دکتر مزیدی هم از طرف مخابرات مسدود شد. به هر حال با توجه به اسهال وبلاگی شدید دکترمزیدی طی دوران وبلاگنویسیش و شروع دوران یبوست این وبلاگ بعد از این مسئله قضیه کمی مشکوک و جنایی به نظر میرسد. احتمالآ با توجه به پزشک بودن این وبلاگ نویس از طرف مزیدی تشخیص داده شده که تنها راه جلوگیری از این اسهال آبکی، انسداد این وبلاگ است که با تبانی و هماهنگی خود وبلاگنویس و مخابرات این وبلاگ مسدود شده. در مورد مسائل جنایی این اتفاق هم بعد از مرگ کامل وبلاگ وب 2 صحبت خواهیم کرد.
5) و در نهایت نویسندهی وبلاگ گردباد در سالروز پنج سالگی وبلاگش اعلام کرده:((گردباد یکی از خصوصیترین وبلاگها است)) و درادامه نوشته:((شما که تا حالا توی کوچه روی زمین کنار پیادهرو توی سوز نخوابیدهاید)) وبلاگ گرد باد را نخوانید. با توجه به این مطالب و این مسئله که وبلاگ اساسآ یک مکان عمومی است ما کمی در مورد این که کجا در عین این که مربوط به خصوصیترین چیزهاست عمومی هم هست فکر کردیم و به این نتیجه رسیدیم: وبلاگ گردباد به مثابه یک توالت عمومی است و افرادی که توی کوچه روی زمین توی سوز میخوابند به دلیل فقدان داشتن توالت شخصی خصوصیترین کارهایشان را داخل آن انجام میدهند.

